عضویت / ورود

خطا
  • JUser: :_بارگذاری :نمیتوان کاربر را با این شناسه بارگذاری کرد: 54

پایان رسیدن دوره تبلیغات

دوره تبلیغاتی که هر روزه آنها را می بینیم به پایان رسیده است.


سرگئو زیمن، مدیر روابط عمومی و تبلیغات شرکت کوکاکولا در مطلبی پیرامون حرفه تبلیغات می نویسد: اکثر کسانی که در تبلیغات نقشی دارند، آن را یک آگهی تبلیغاتی چند ثانیه ای تلقی می کنند. باید گفت درست است که گاهی اوقات پیام بازرگانی روش بسیار خوبی است اما می توان هزاران راه دیگر برای تبلیغات پیدا کرد که نیاز به پرداخت هزینه نیز نداشته باشد. نوع بسته بندی، رفتار شما با کارمندان و رفتار آنها با مشتریان، نوع لبا پوشیدن تحویل دهنده های کالا و نحوه پاسخگویی به تلفن نیز خواه ناخواه به نوعی یک روش تبلیغاتی محسوب می شود.
سعی کنید جایی ماهی بگیرید که پر از ماهی باشد
آن اوایل که برای شرکت کوکاکولا کار می کردم، پت گارنر مدیرعامل شرکت اسپرایت بود. او آدم بزرگی بود اما بر این باور بود که باید کاری کنیم تا تمام کسانی که اسپرایت نمی نوشند، از آن استفاده کنند و به نظر او، شرکت اینگونه می توانست به افزایش نفوذ 15 درصدی در بازار دست پیدا کند. در نگاه اول، باور منطقی به نظر می آمد اما واقعیت چیز دیگری بود. معمولا کسانی که از نوشابه اسپرایت استفاده نمی کردند، اصلا از طعم لیمو را دوست نداشتند. اما سرمایه دارانی مثل پت هیچگاه به این واقعیت توجهی نمی کنند و هر روز به دنبال افزودن بر تعداد مشتری های خود هستند.
البته اگر دستیابی به این هدف ممکن بود و می شد افراد را متقاعد کرد تا محصول شما را خریداری کنند، خیلی بهتر بود و شما به سرعت به نفوذی که می خواستید دست می یافتید. اما واقعیت چیز دیگری است. حتی سیاستمداران هم همواره در تلاشند تا افرادی که در حزب مخالف هستند به سوی خود بکشند اما این رویا کمتر دست یافتنی است، آنها اول باید سعی کنند هواداران خود را مشتاق تر کنند و مراقب باشند همان ها را از دست ندهند. این موضوع درباره سایر صنایع نیز صدق می کند. خلاصه اینکه جایی ماهیگیری کنید که می دانید ماهی دارد نه جایی که حتی یک بچه ماهی هم نیست!
همیشه به چند نکته دراین باره توجه کنید:
1.    بسنجید که در چه مکانی مردم بیشتر محصولات شما خریداری می کنند، سپس سعی کنید کاری انجام دهید تا محصولات بیشتری از شما بخرند.
2.    اکنون برای کسانی که نمی دانند چه محصولی را خریداری کنند، وقت بگذارید تا محصول شما را انتخاب کنند.
3.    بقیه افراد هم مهم نیستند، آنها را فراموش کنید!
 به بیان ساده تر، دنیا به دو دسته تقسیم شده است:
1.    افرادی که می توانند محصولات شما را خریداری کنند.
2.    افرادی که نمی خواهند و نمی توانند.
توجه داشته باشید که باید خود را از شر گروه دوم خلاص کنید. اگر قرار است به عنوان یک سیاستمدار رأی افراد را به سمت خود جلب کنید، تنها کسانی به درد شما خواهند خورد که در ایالت شما حضور داشته باشند. اگر قرار است یک قصاب باشید هم نخواهید توانست به گیاهخواران چیزی بفروشید.
اطلاعات خود را بر اساس تحقیق طبقه بندی کنید
برای اینکه مقصد خود را بدانید باید موقعیت امروز خود را بسنجید. اینکه مشتریان چه فکری درباره شما می کنند و چه احساسی نسبت به شما و نام تجاری شما دارند. برای این کار باید در صدد جمع آوری اطلاعات برآیید. برای دست یابی به این هدف، این نکات را مورد توجه قرار دهید:
1.    قبل از شناخت مشتری، سعی کنید با آنها به  درستی ارتباط برقرار کنید.
اولین قانون بازاریابی، مردمی بودن است. بدین منظور که بتوانید علت رفتار مردم را در موقعیت های مختلف، بدانید. همیشه اول باید جهانی که در آن زندگی می کنید را بشناسید. برای این کار باید سراغ فیلم ها، کتاب ها، مقاله ها، همچنین گرایشات سیاسی و اجتماعی جامعه خود بروید، چرا که این موارد به طور مستقیم و غیر مستقیم بر افکار مردم و رفتار آنها تأثیر خواهد داشت. بنابراین شما خواهید توانست مصرف کننده خود را شناسایی کنید.
2.     تمرکز خود را بر روی یافتن جواب سوالات «چرا» قرار دهید
مطمئنا مشتریان شما به دنبال تنوع، رفاه و بهترین کالا هستند. اگر این طور است باید شما بدانید که خدمات خود را به چه شیوه ای عرضه کنید. شرکت های تبلیغاتی معمولا وقت خود را صرف رسیدن به پاسخ های سوالاتی مثل کی، چی، کجا می کنند و تمرکز خود را از روی پاسخ به «چرا» ها بر می دارند. مسلما اگر هزینه صرف اینگونه تبلیغات کنید، پول خود را باخته اید.
همچنین حتی اگر این سوالات اطلاعات جدیدی به شما بدهند، موجب برقراری ارتباط شما با مشتری نخواهند شد. برای یک تبلیغ موفق، باید به دنبال «چرا» ها باشید. برای مثال بدانید چرا نام تجاری شما مورد قبول برخی مردم است؟ آنها با شنیدن نام تجاری شما چه احساسی دارند؟ و وقتی از محصولات شما خریداری می کنند چه حسی به آنها دست می دهد؟ و اینکه انتظار مردم از محصولات شما چیست؟
3.    در برنامه های تبلیغاتی، «طرح» بسیار اهمیت دارد
همانطور که می دانید، هدف از این برنامه تحقیقاتی این است که بتوانید رفتار مشتریان خود را بشناسید. معمولا مانعی سر راه تحقیقات شما وجود دارد و آن هم این است که مشتریان خودشان هم نمی دانند چرا کالای شما را مورد استفاده قرار می دهند و یا اگر می دانند مایل به بیان دلیل آن نیستند. سوال کردن مستقیم نمی تواند شما را به هدفتان برساند. از این رو باید به خوبی مشتری را بشناسید و رفتار آنها را مورد تحلیل قرار دهید. باید سعی کنید رابطه ای میان احساس و فکر آنها بیابید و آنها را درک کنید. می شود از فرضیه هایی در این زمینه استفاده کرد. برای این کار باید از طراحی این عبارت استفاده کنید: «چه می شود اگر...». همچنین باید بدانید اگر واقعیتی را در مورد مشتریان خود کشف کنید، چه می کنید و این کشف را چگونه با نام تجاری خود ارتباط می دهید؟
4.    جلب رضایت مشتری نقش اساسی در برنامههای تحقیقاتی شما خواهند داشت
سوالات بسیاری بپرسید و مطمئن باشید که آنها درست است. هر سوال را به عنوان یک فرضیه قلمداد کنید. هر چه این فرضیات بهتر باشند، تحقیقات شما هم بهتر خواهند بود.
5.    خود را درگیر اعداد و ارقام نکنید
ارقام مهم هستند اما مهم تر این است که سعی کنید مصرف کنندگان را به چشم انسان ببینید و انتظارات آنها را بدانید. بدانید که چه چیزی برایشان اهمیت دارد و دوست دارند اوقات فراغت خود را چگونه بگذرانند. تفریح آنها را بشناسید و بدانید که چه چیزی در ذهن و دلشان می گذرد.
6.    کنجکاو باشید
وقتی می بینید یک مشتری وارد مغازه می شود و یک آدامس خاصی را می خرد، باید سعی کنید بفهمید چرا محصول رقیب آن را تهیه نمی کند. هر کاری علتی دارد و شما باید سعی کنید این علت را کشف کنید.
خلاصه اینکه بر اساس تحقیقات به عمل آمده، بسیاری از شرکت ها می توانند احساسات و رفتار مشتری های خود را مورد بررسی قرار دهند و اغلب آنها را می شناسند. از این رو شما باید برای آنکه در رأس رقبای خود قرار گیرید، بتوانید تبلیغاتی را انجام دهید که از اطلاعات به دست آمده از این تحقیقات ارائه شده باشد و بتواند نیاز مشتری را در اختیار آنها قرار دهد.

این مطلب را به اشتراک بگذارید

Submit to FacebookSubmit to Google BookmarksSubmit to Twitter
برای ارسال نظر وارد سایت شوید

تمام حقوق مادی و معنوی مطالب این وب سایت برای Can Do New محفوظ است.